احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
418
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
روز 22 مه 1917 ( اول جوزا 1335 ) كميسر 3 حسنآباد گزارش داد كه ساعت 8 و نيم بعد از ظهر متين السلطنه « 1 » نويسنده و سردبير روزنامهء عصر جديد در اطاق كار خود بوسيلهء شخص ناشناسى بقتل رسيده نايب حسين خان فورا مأمور تحقيق اين امر شده با عدهء آژان پليس به محل وقوع قتل شتافت . از طرف ادارهء تأمينات نيز ميرزا حسن خان رئيس شعبهء تأمينات با يك مأمور مفتش در محل قتل حاضر شدند و تحقيقات محلى به اين نتيجه رسيد : « شخص ناشناسى كه خود را در عبا پيچيده بود ، در محل كار متين السلطنه ( در خيابان قوام السلطنه ) حاضر شده اظهار ميدارد كه كاغذى بنام او دارد . مستخدمين اداره از ورود اين شخص بنابدستوريكه قبلا از سردبير روزنامه بطور عموم داشتند جلوگيرى كردند و مشاجرهء لفظى بين ناشناس و مستخدمين اداره آغاز شد . در اين هنگام هاديخان منشى روزنامه وارد شد و ديد كه بين ناشناسى با نوكرهاى متين السلطنه گفتوشنودهائى در جريان است . براى فيصله دادن به اين امر كاغذ را گرفته و قول داد آن را به متين السلطنه برساند . در ضمن شخص ناشناس هم جلو پلهها بانتظار ايستاد در لحظاتى كه سردبير مشغول خواندن نامه بود ناشناس از غفلت مستخدمين استفاده كرده پلهها را پشت سر گذاشته وارد اطاق كار متين السلطنه شد . هاديخان در حالى كه پشتش بدر ورودى اطاق بود و در نظر داشت جواب نامه را از سردبير بگيرد غفلة صداى تيرى او را متوجه مرد ناشناسى كرد و هماندم متين السلطنه را ديد روى كف اطاق بر زمين افتاده است هاديخان هم از ترس جان روى زمين افتاد و در حالى كه در كف اطاق ميخزيد از آنجا بيرون آمد . قاتل پس از اجراى نقش خود از اطاق بيرون رفت و روى پلهها با يكى از مستخدمين بنام سيد مصطفى روبرو شد . سيد كه صداى تير را شنيده بود قصد ورود باطاق را داشت ولى بقيهء مستخدمين فرار را بر قرار ترجيح داده بودند . اين دو نفر ( سيد و تروريست ) روى پلهها باهم گلاويز شده قاتل و نوكر مشغول جنگ گرديدند و سرانجام سيد مصطفى تروريست را به زمين زد و قصد داشت او را دستگير كند ولى قاتل دست باسلحه برد و با يك تير بازوى سيد را مجروح ساخت و از دست او نجات پيدا كرد و فرار نمود . در كوچه يك پسربچهء ارمنى 14 ساله او را تعقيب نمود و فرياد كرد : قاتل ، قاتل . فرارى براى نجات از دست اين پسربچهء سمج او را نيز هدف گلوله قرار داده تيرى بسينهء او شليك كرد و همانطور كه به راه خود ادامه ميداد سعى داشت خود را از انظار مخفى نمايد . به همين جهت كلاه خود را در همان نزديكى بر زمين انداخت و فرار كرد . اين كلاه بوسيلهء مأمورين فرداى آن روز به تأمينات فرستاده شد . پس از وقوع اين قتل و فرار حيرتانگيز قاتل ، پليس بتحقيقات و بازرسى دقيقى اقدام نمود ولى به جائى نرسيد . از طرف ديگر تحقيقات از كسى كه كلاه قاتل را بوى فروخته بود هيچ نتيجهء مثبتى نداد . » روز 7 ژون 1917 مطابق 17 جوزا 1335 كميسر 8 بازار ترور آقا ميرزا محسن مجتهد معروف را بشرح زير گزارش ميدهد : « ساعت 20 / 10 صبح آقا ميرزا محسن را در حالى كه وارد منزل ميشد كشتهاند . بمحض دريافت اين گزارش ميرزا باقر خان پدر كميسر تأمينات در محل حادثه حضور يافته اطلاعات زير را بدست آورد : ميرزا محسن در حالى كه سوار الاغ بود و حاجى عبد العلى نوكرش دنبالش بود از منزل قوام السلطنه برميگشت در موقع ورود به منزل خود در حين رسيدن به چهارراه مسجد جامع دو نفر ناشناس كه از چند ساعت قبل در آن حوالى قدم ميزدند ميرزا محسن را هدف تير قرار دادند و چون تير اولى بخطا رفت دومى هفت گلوله بسوى او شليك كرد ، آقا ميرزا محسن كشته و قاتلين شروع بفرار كردند . اطلاعاتى كه درباره اين قتل بدست آمده حاكى از آن بوده كه بعضى از عابرين و اشخاص ناظر قاتلين را شناختهاند ولى علائم و آثارى كه از آنها باقى مانده مأمورين را بكشف قطعى جرم نزديك نساخت » روز 8 ژوئيه 1917 ( 17 جوزا 1335 قمرى - 1296 شمسى ) ادارهء تأمينات اطلاع حاصل مىكند كه منتخب الدوله خزانهدار ساعت 4 بعد از ظهر در خيابان اميريه خيابان منيريه بقتل رسيده است . در قتل كريم دواتگر سه نفر دستگير شده بودند : رشيد السلطان ، سيد مرتضى و ميرزا عبد الحسين ساعتساز . هر سه آنها پس از چند هفته با اقدامات ، تشبثات و تهديدات كميته آزاد شدند . پس از كشته شدن منتخب الدوله ادارهء نظميه با اصرار و همت بيشترى به خيال تعقيب و دستگيرى اعضاء كميته مجازات ميافتد
--> ( 1 ) - متين السلطنه ميرزا عبد الحميد خان برادر دكتر اعلم الدوله ثقفى